تبلیغات
مرجع جامع بوشهرشناسی

مرجع جامع بوشهرشناسی

نویسنده : محمد جواد منصورزاده یکشنبه 27 بهمن 1387, 01:59 ب.ظ

روند ترویج بهائیت در عصر پهلوی

دین و مذهب همواره عامل تعیین كننده‌ای در تحولات سیاسی و اجتماعی كشور ما بوده است. تاریخ ایران، از دوران باستان تا به امروز، مملو از جنبش‌هایی است كه براساس ایدئولوژی شكل گرفته‌اند. امپراطوری هخامنشی با اتكا به ایدئولوژی مكتب زرتشت قوام گرفت و دولت ساسانیان همبستگی میان دین و دولت را به كمال رساند؛ خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس، قرن‌ها با داعیه‌ی اسلام بر این سرزمین حكومت كردند و سرانجام، از زمان صفویان به بعد، حكومت‌های ملی كشور ما با دین عجین گردیدند. چنان كه سلسله‌ی صفوی با تكیه بر مذهب شیعه، حدود دویست سال دوام یافت و شاهان قاجار، با استعانت از دین و استفاده‌ی از لقب «ظل‌الله» پذیرش حكومت خود را بر مردم هموار نمودند.

اغلب جنبش‌های اجتماعی معاصر ایران، به نوعی از دین بهره گرفته‌اند. اما این واقعیت كه برای ایجاد تغییرات سیاسی در این سرزمین، می‌توان از علایق مذهبی مردم آن بهره برد، حكم شمشیر دو لبه را دارد زیرا هم می‌تواند از جانب اصلاح‌گران و در جهت بهبود اوضاع به كار گرفته شود و هم می‌تواند به عنوان برگ برنده در اختیار استعمارگران قرار گیرد تا با شناختی كه از تاریخ و علایق مذهبی مردم كشور ما دارند، به اهداف خود نزدیك شوند. در مورد اخیر، از مذهب برای جذب مردم استفاده می‌شود و استعمارگران هدف خود را با نام دین پیش می‌برند.


در مواردی نیز استعمارگر با حمایت از بدعت‌های مذهبی، می‌كوشد تا اصول عقاید توده‌ها كه آنان را به تحریك علیه منافعش وادار می‌كند، مورد حمله قرار داده و در آنها تردید و تزلزل به وجود آورد. از جمله مهم‌ترین این قبیل بدعت‌گذاری‌ها كه به عنوان حركتی بر ضد سنت‌های دینی و اجتماعی ملت ایران و با پشتیبانی استعمار خارجی و استبداد داخلی در تاریخ معاصر ایران قد علم كرد، فرقه‌ی بهائیت است كه با هدف از میان بردن نفوذ تشیع و روحانیت شیعه، در ایران عصر پهلوی شكل گرفت.
بهاییت با هدف قراردادن اصول مذهب تشیع، سعی داشت مانع از گسترش آموزه‌های ظلم ستیزانه‌ی آن شده، تا امكان تكرار جنبش‌ های مذهبی از میان برود. به همین خاطر هم بود كه رژیم پهلوی و اربابان انگلیسی‌اش به شدت از آن حمایت می‌كردند و سعی داشتند از تفكر بهایی به عنوان اهرمی علیه اندیشه‌های انقلابی مردم كه امام خمینی (ره) سمبل آن شناخته می‌شد، استفاده كنند. به ویژه پس از حماسه‌ی خونین پانزدهم خرداد 1342 كه رژیم بیش از پیش به قدرت و نفوذ معنوی روحانیت و شخص امام در میان مردم پی برد، توجه و حمایت آن نسبت به عناصر بهایی فزونی گرفت و از حالت ناپیدا خارج شد.
مقاله‌ی حاضر بر آن است تا با نگاهی به پیشینه‌ی تاریخی و نحوه‌ی پیدایش فرقه‌ی بهایی، دلایل و چگونگی ترویج آن در عصر پهلوی و روند صعودی توسعه‌ی بهاییت را در ایران، تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به اجمال بررسی نماید.

تاریخچه
بهایی‌گری از بابیت نشأت گرفته و بابیت خود ریشه در شیخی‌گری1 دارد. عقاید اولیه‌ی فرقه‌ی بهایی تلفیق و تركیبی از عقاید تشیع، عرفان ایرانی، نظریه‌های حكمای اسلامی و یونانی است كه پس از سپری شدن عمری هزارساله، به صورت شیخی‌گری، سپس بابیگری و سرانجام بهاییت درآمد. اما آن چه امروز در فرقه‌ی بهایی مطرح می‌شود، با شیوه و افكار بنیانگذاران آن تفاوت دارد.
ظهور شیخیه مصادف با دوران فتحعلی‌شاه قاجار (1250 ـ 1212 ه‍. ق) و بدعت بابیان مقارن با سلطنت محمد‌شاه (1264 ـ 1250ه‍. ق) است. بنیانگذار فرقه‌ی بابیه، شخصی به نام سید‌علی‌محمد شیرازی بود كه مدتی در عتبات درس خوانده و چند سالی در حومه‌ی بغداد و سپس بوشهر، گوشه‌نشینی اختیار كرده و ریاضت كشیده بود، او پس از یك اعتكاف چهل‌روزه در مسجد كوفه و سفر به مكه،‌ به بوشهر بازگشت و خود را «باب الهی» نامید. سپس مبلغینی به شیراز فرستاد و عده‌ای ازجاهلان و ساده لوحان را به عنوان مرید به دور خود جمع كرد.البته مخفی نماند كه عمال انگلیسی كمپانی هند شرقی نیز از او و پیروانش حمایت مالی می‌كردند و به وسیله‌ی همین پول‌ها هم بودكه منوچهر خان معتمدالدوله حاكم اصفهان، باب را به اصفهان فراخواند و در آن جا آزادی كامل به او اعطا نمود. به این ترتیب، باب تا سال 1263 ه‍. ق كه سال فوت معتمدالدوله بود، در سایه‌ی حمایت او به تبلیغات پرداخت و مریدانش در زنجان و یزد رو به فزونی گذاشتند.
عمده‌ی فعالیت‌های جنبش بابیه در این زمان پیرامون اندیشه‌ی مهدویت دور می‌زد. اما با گذشت زمان، علی‌محمد باب كه نخست خود را باب امام زمان (عج) می‌خواند، پس از چندی ادعای مهدویت كرده و نغمه‌ی ایجاد دین تازه‌ای را سرداد. سپس ادعای نبوت كرد و سرانجام نیز دعوی ربوبیت و الوهیت نمود. 2 اما با درگذشت حاكم اصفهان، به دستور محمد‌شاه قاجار، باب را در قلعه‌ی چهریق اردبیل زندانی كردند و او تا زمانی كه به دستور امیركبیر در تبریز اعدام شد،‌ در آن قلعه به سر می‌برد. 3 (شعبان 1266 ه‍. ق) با این حال، پیامد حركت باب همچنان ادامه یافت. چرا كه سنگینی فشارهای روزافزون و طاقت‌فرسای اقتصادی بر پیكر جامعه‌ی عصر قاجار ـ به ویژه محمد‌شاه وناصرالدین شاه ـ طبقه‌ی زحمت‌كش ایرانی را سخت به ستوه آورده بود و نارضایتی‌های اجتماعی تنها نیاز به جرقه‌ای داشت تا آتش خشم مردم را نسبت به دولتمردان بی‌كفایت، روشن سازد. اكنون باب، در بافت و پوشش مذهب، بهترین فرصت را برای اظهار وجود به مخالفین می‌داد. البته گسترش دعوی باب دلایل سیاسی دیگری نیز داشت كه در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
باب یك سال پیش از اعدامش، میرزا یحیی نوری ملقب به «ازل» را به جانشینی برگزید. اما ازل كه از ترس دولت زندگی مخفی اختیار كرده بود، همه‌ی كارها را به برادر پدریش‌ میرزا حسینعلی بهاء سپرد و بهاء به عنوان پیشكار او، رشد و نفوذ بسیاری در میان طرفداران باب یافت. چندی نگذشت كه به دلیل فشارهای حكومت ناصری، بابیان جایی برای ماندن در ایران نیافتند و از بغداد سردرآوردند كه در این زمان تحت امر سلطان عثمانی بود. در آن جا حسینعلی بهاء برای ارضای حس جاه‌طلبی خود، دست به اقدام عجیب و بی‌سابقه‌ای زد. ماجرا از این قرار بود كه باب در زمان حیات خود كتابی به نام «بیان» نوشت كه كتاب احكام او به شمار می‌آمد. او در این كتاب وعده داد كه در آینده‌ای بس دور، از میان بابیان، كسی به نام «من یظهره‌الله» ظهور خواهد كرد و همه باید اطاعت او را گردن نهند. ولی بهاء به ابتكار خود این فاصله‌ی زمانی بسیار طولانی را كوتاه كرد و تنها چند سال پس از مرگ باب، ادعا كرد كه او همان من یظهره‌الله است كه وعده‌اش در كتاب «بیان» آمده بود.
ادعای گزاف و جاه‌طلبی بهاء موجب اختلاف شدید میان او و ازل گردید. دولت عثمانی چون وضع را به این منوال دید، بهتر دانست كه بابیان را از بغداد به استانبول و از آن جا به «آورند» در یونان، كوچ دهد، دو برادر در این مدت هم‌چنان به درگیری خود ادامه می‌دادند و علاوه بر دشمنی با شیعیان، بادامن زدن به اختلاف داخلی، موجب ناراحتی مردم را نیز به وجود می‌آوردند. لذا، دولت عثمانی چاره را در آن دید كه به طور رسمی و با رأی دادگاه، هر یك از دو برادر را به همراه پیروانش به نقطه‌ای دور از یكدیگر بفرستد. سپس، میرزا یحیی ازل به جزیره‌ی قبرس و حسینعلی بهاء به عكا، گسیل داده شدند. از آن پس در میان بابیان دو فرقه‌ای ازلی و بهایی پدید آمد.
بهاء پس از جدایی از برادر و به هنگام اقامت در عكا از دعوی من یظهره الله هم گذشته و نه تنها خود را یك برانگیخته‌ی الهی می‌نامید، بلكه ادعای خدایی نیز می‌‌كرد. 4

زمینه‌های پیدایش
اغلب تحلیل‌گرانی كه درباره‌ی بهاییت مطالعه می‌كنند، علت بروز این جنبش را در زمینه‌های اقتصادی جستجو كرده و فقر و فلاكت مردم را عامل اصلی آن می‌دانند. 5 البته تردیدی نیست كه اوضاع اسف‌بار اجتماعی و اقتصادی ایران در دوره‌ی قاجار، می‌توانست زمینه‌ی برخی مخالفت‌ها را علیه حكومت مركزی ایجاد نماید 6 و برخاستن هر ندای اعتراض‌آمیز، شور و هیجان مردم را به دنبال داشته باشد. در غیر این صورت،‌ چه لزومی داشت تا زمانی كه دین كامل و آسمانی اسلام در جامعه‌ی ایرانی رسوخ كرده و با گوشت و خون آدمی پیوند خورده، تعلیمات ابتدایی و بی‌محتوای فرقه‌هایی از این دست در میان توده‌ی مردم جایی برای خود باز كند؟
بابیگری و بهاییت،‌ بدعتی بود كه براساس بنیان‌های مذهب شیعه بنا شده بود و حرف تازه‌ای برای گفتن نداشت. اما فوجی كه به دنبال خود كشید، می‌تواند به نوعی قیام مردم را علیه خوانین، فئودال‌ها و زمینداران بزرگ ـ كه اغلب در بین اقشار دولتی و مذهبی حضور داشتند ـ به ذهن متبادر سازد.
با این حال، رشد و گسترش این فرقه، در مدت زمانی كوتاه و به رغم تمام مخالفت‌های موجود، می‌بایست دلایلی علاوه بر اوضاع اقتصادی مردم داشته باشد. خاصه آن كه با عبور از عصر قاجار و تشكیل حكومت پهلوی، شاهد برخی اصلاحات در امور اقتصادی اجتماعی و نظامی هستیم: 7 اما، این وضعیت نه تنها مانعی برای گسترش بهاییت نمی‌شود، بلكه ترویج بهاییگری در عصر پهلوی دوم به اوج خود می‌رسد. پس،‌ گذشته از زمینه‌های اقتصادی پیدایش بهایی‌گری، بد نیست نگاهی به نقش استعمارگران خارجی در ظهور گسترش این فرقه بیاندازیم. عاملی كه با گذشت زمان، نه تنها كاهشی در آن پیدا نشد، بلكه فرمانبرداری مستقیم شاهان پهلوی از اربابان خارجی، آن را پررنگ‌تر و قوی‌تر از قبل نمود.
سؤال این جاست كه استعمارگران از بدعت‌گذاری در دین ملت ایران و ایجاد انشعاب مذهبی میان آنها چه نفعی می‌بردند؟ به عبارت دیگر، وحدت دینی مردم چه مانعی درمقابل استعمارگران به وجود می‌آورد؟
پاسخ این سؤال ها را باید در مقطعی از تاریخ جست و جو كنیم كه به «عصر امتیازات» معروف است. دوره‌ای كه ظهور سرمایه‌داری در غرب موجب شد كشورهای صنعتی هر كدام به میزان توانایی‌اشان، برای به دست آوردن مواد اولیه و بازار مصرف، به آسیا و آفریقا چنگ‌اندازی كنندو این درست مقارن با دوره‌ی زمامداری بی‌كفایت‌ترین شاهان در طول تاریخ ایران بود. به زودی كشور ما صحنه‌ی رقابت‌های استعماری سه كشور فرانسه، انگلستان و روسیه گردید و هر یك از آنها طی معاهدات و قراردادهای سیاسی یا اقتصادی، گوشه‌ای از خاكش را تصاحب كردند، یا ثروتی را به غارت بردند.
پذیرش معاهدات ننگینی چون پاریس، گلستان و تركمانچای و واگذاری امتیازات گزافی چون تأسیس بانك شاهی، كشتیرانی روی رود كارون، رویتر و اكتشاف معادن ایران به انگلستان؛ تأسیس بانك استقراضی ماهیگیری در دریای خزر، احداث خط تلفن، احداث خط راه شوسه و سرانجام اجازه‌ی تأسیس بریگاد مستقل قزاق كه در حقیقت تسلط بر نیروی نظامی كشور بود، 8 نشانه‌ی آن است كه دولت ایران در مقابل استعمارگران به ذلت افتاده بود و توان مقاوت در مقابل زیاده‌خواهی آنان را نداشت. اما به رغم دریوزگی دولت‌، شواهد محكمی مبنی بر استقامت ملت و مقابله‌ی آن با این دزدی‌های آشكار وجود دارد. نمونه‌های بارز این تقابل، فتوای جهاد توسط علما و بسیج مردم در جنگ‌های ایران و روس و پیروزی‌های شگفت حاصل از آن، مقاومت نهضت تنگستان علیه نیروهای نظامی انگلیس و سرانجام نهضت تنباكو به رهبری علما و با حمایت مردم در مقابل واگذاری امتیاز رویتر است.
بنابراین، با آن كه استعمارگران با اعطای وام‌های كلان، دولت ایران را برای خود خریده یا از بی‌كفایتی رجال آن بهره می‌گرفتند، در مقابل ملت پابرهنه، اما متحد ایرانی، هیچ توفیقی به دست نیاورده بودند. ملتی كه به زور اسلحه تسلیم نمی‌شد، ‌با اتكاء به دین و آیین، با دست خالی، در مقابل بیگانگان می‌جنگید. نقش عظیم روحانیت، بالاخص علمای شیعه، در ایجاد وحدت و پیشبرد اهداف مردم، چیزی نبود كه از نگاه تیزبین استعمارگران به دور مانده باشد. آنان به عینه می‌دیدند كه صدور فتوا از جانب یك روحانی سالخورده، می‌تواند چه موج عظیمی میان مردم ایجاد كند و قوی‌ترین سدها را بشكند. وحدت دینی و همبستگی مردم با اتكاء به علمای مذهبی، تنها مانع برای نفوذ هر چه بیشتر استعمارگران در ایران بود، مانعی كه می‌بایست پیش از سرایت به سایر مستعمرات، چاره‌ای برای آن می‌ اندیشیدند.
سیاست «تفرقه بیانداز و حكومت كن» در طول تاریخ بارها امتحان خود را پس داده و كارآمدی‌اش را به نمایش گذاشته بود. ایجاد اختلاف مذهبی نیز پیشتر در عثمانی آزمایش شده انگلستان را برای سلطه بر آن كشور، به توفیق رسانده بود. اینك، روسیه با درس گرفتن از این تجارب از سید‌علی‌محمد باب حمایت می‌كرد تا با ایجاد تفرقه‌ی مذهبی،‌ اقتدار دین و روحانیت و به تبع آن،‌ مقاومت ملت ایران را در هم شكند. 9 كمی بعد، یعنی در دوره‌ی ناصری، انگلیسی‌ها هم به صف حامیان جدی این فرقه‌ی بدعت‌گزار پیوستند. 10
از آن پس، هر قدر استعمار‌گران نفوذ و قدرت بیشتری در ایران پیدا می‌كردند، حمایت آنها از فرقه‌ی بهایی نیز علنی‌تر و قوی‌تر می‌شد. تا زمانی كه سرسپردگی كامل خاندان پهلوی به اربابان خارجی، اوج گسترش و توسعه‌ی این فرقه و نفوذ آن را در اركان حكومتی به دنبال داشت.

بهاییت در عصر پهلوی
رضاشاه نظامی جسوری بود كه با كمك انگلیسی‌ها دست به كودتا زد و با حیله و نیرنگ به پادشاهی رسید. او كه از اصالت خانوادگی بهره‌ای نداشت، نام «پهلوی»11 را برای خاندان خود برگزید و چنین وانمود كرد كه در پی تجدید عظمت گذشته‌ی ایران باستان است. اما در واقع، بزرگ‌نمایی تاریخ ایران باستان برای رضاشاه به نوعی مبارزه طلبیدن اسلام بود. او می‌دانست كه نمی‌تواند قدرت اسلام را در حكومت خویش هضم كند، پس سعی داشت تا با خلق ایدئولوژی برای حكومت خود، اسلام را تضعیف نماید.
آغاز حكومت رضاشاه مصادف با رهبری شوقی‌افندی، رهبر بهاییان بود و به نظر می‌رسد شاه نظر بسیار مساعدی نسبت به این فرقه داشت، به طوری كه یكی از افسران بهایی را به عنوان آجودان مخصوص ولیعهد خود انتخاب كرد. 12
در دوران پهلوی، جنبش بهاییت به یكی از شاخه‌های بسیار با نفوذ در تشكیلات سیاسی دولت و به تبع آن ساختارهای فرهنگی و اقتصادی كشور تبدیل شد. 13 رضاشاه از این جریان در جهت سیاست دین‌زدایی و روحانیت‌ستیزی خود نهایت استفاده را برد و این مقابله تا حد كشف حجاب كه از احكام ضروری دین اسلام است پیش رفت. 14 به این ترتیب، دشمنی میان بهاییان و حكومت مركزی در دوره‌ی پهلوی از میان رفت و برعكس به همكاری میان آنها علیه دین اسلام انجامید.
نفوذ عناصر بهایی در دستگاه حكومت در عصر پهلوی دوم بسیار زیاد شد. محمد‌رضا شاه كه علاوه بر فقدان اصالت خانوادگی از جسارت پدر هم بهره‌‌ای نداشت، در میان اطرافیان خود، بهاییان را بیش از همه شایسته‌ی اعتماد می‌دانست. از آن پس نقش عناصر بهایی در حكومت از حالت غیر‌علنی عصر رضاشاه خارج گردیده و بسیاری از مناصب و شغل‌های مهم وحساس در اختیار آنها قرار گرفت.به خصوص كه با شدت عمل رضاشاه در سیاست اسلام‌زدایی، روحانیت تا اندازه‌‌ی زیادی قدرت خود را از دست داده بودند و بسیاری از اختیارات علما در حیطه‌ی دستگاه قضایی و تعلیم و تربیت، اینك به دولت منتقل شده بود.
با این حال، هنوز نفوذ و محبوبیت دین اسلام در میان مردم پا برجا بود و درست در زمانی كه شاه و اربابان انگلیسی و امریكایی‌ اش فكر می‌كردند دیگر دین و روحانیت در ایران كمرنگ شده است، ظهور زعیم عالی‌قدر شیعه، حضرت امام خمینی (ره) و حماسه‌ی عظیمی همچون 15 خرداد 1342 تمام معادلات را درصحنه‌ی سیاست ایران بر هم زد.
زمینه‌های قیام 15 خرداد از زمانی فراهم شد كه پس از فوت آیت‌الله بروجردی، دستگاه دولتی حركت ضد‌دینی خود را شدت بخشید و لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی را تقدیم مجلس كرد. طرح انقلاب شاه و ملت نیز در همین سال‌ها ریخته شد. اما دستگاه دینی و به خصوص روحانیت معتقد به مداخله در امور سیاسی در مقابل این اصلاحات قد علم كرد. سردمدار این مخالفت، یعنی شخص امام معتقد بود انجمن‌های ایالتی و ولایتی در واقع همان بیت‌العدل‌های بهاییان15 است و این اصلاحات توطئه‌ای بیش نیست تا اسلام را در میان جامعه كم رنگ‌تر كند.
پافشاری امام وحمایت علما و مردم از ایشان سرانجام به لغو لایحه‌ی انجمن‌ها انجامید. اما درجریان انقلاب سفید و رفراندوم فرمایشی، شاه دیگر حاضر نبود به هیچ قیمتی، حتی سركوب خونبار قیام 15 خرداد، در مقابل خواسته‌های روحانیون و مردم تسلیم شود. پس از آن، شاه تصمیم گرفت برای كنترل نیروهای مخالف، به عناصر بهایی قدرت بیشتری بدهد و آنها را به طور علنی، بی هیچ ابایی، در دستگاه دولتی به كارگیرد.
از جمله‌ مهره‌های بهایی كه پس از سركوب قیام 15 خرداد در بخش‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و هنری كشور حضور پیدا كردند، می‌توان به افرادی همچون هژبر یزدانی سرمایه‌دار، ثابت پاسال رییس رادیو تلویزیون، فرخ‌رو پارسا وزیر آموزش و پرورش، دكتر شاهقلی وزیر بهداری، تیمسار ایادی و پرویز ثابتی معاون ساواك، اشاره كرد.
اما برجسته‌‌ترین مهره‌های بهایی كه توانست در مصدر نخست‌وزیر قرار گرفته و در دوران صدارتش تعلق او به بهاییت شهرت وسیع یافت، امیرعباس هویدا بود. 16 این انتصاب عمق بی‌اعتنایی شاه را نسبت به افكار عمومی و توسل و اعتماد او را نسبت به بهاییان نشان می‌داد. در دوران نخست‌وزیری هویدا، بهاییان بیش از پیش به مراكز حساس كشور دست انداختند. طرفداران این فرقه در عصر پهلوی دوم منابع اطلاعاتی و جاسوسی انگلستان در ایران به شمار می‌آمدند و اسناد بسیاری درباره‌ی رابطه‌ی عناصر بهایی با سرویس‌های اطلاعاتی سفارت انگلیس و مقامات انگلیسی در دست است. 17 آنان در تضعیف اقتصادی كشور نیز نقش داشتند و اجناسی را كه درایران ارزان‌تر تولید می‌شد، از خارج وارد می‌كردند. 18 اعتماد محمد‌رضا شاه به بهاییان باعث شد آنها از موقعیت بدست آمده برای كسب ثروت و قدرت بهره‌ بگیرند. مركز بهایی‌گری در اسراییل قرار داشت و آنها با تشكیلاتی بسیار منظم و گسترده، با این مركز در ارتباط بودند. 19 به همین مناسبت،‌غیر از نفوذ دولتی، آنان با داشتن ارتباط با كشورهای خارجی به خصوص اسرائیل و انگلستان در جهت تضعیف اقتدار دولت و اقتصاد كشور در راستای منافع بیگانگان عمل می‌كردند، اقدامات خائنانه‌ی این گروه بر علیه مصالح ملت و مملكت از جمله‌ی عواملی بود كه به برانگیخته شدن خشم مردم و انفجاری به نام انقلاب اسلامی انجامید.
لاله فرزین‌فر، كارشناس ارشد تاریخ

پی‌نوشت‌ها
1. شیخیگری انشعابی از شیعه اثنی عشری است که در قرن دوازدهم هجری قمری پدیدآمد و بنیانگذار آن شیخ احمد کسایی بود.
2. دکتر سید سعید زاهد زاهدانی، بهاییت در ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 105 ـ 104.
3. علی اصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران: مدبر، 1374، ص 152- 151.
4. بهرام افراسیابی، تاریخ جامع بهاییت، تهران: سخن، 1368، ص 21.
5. برای مثال: یوسف فضایی، شیخیگری، بابیگری بهایی گری، کسروی گرایی، تهران: عطایی، 1353؛ محمد رضا فشاهی، واپسین جنبش قرون وسطایی در دوران فئودال، تهران: جاویدان، 1356 )
6. کاتوزیان اقتصاد قرن نوزدهم ایران را به سه دوره تقسیم می‌کند؛ دوره ی اول مصادف است با سلطنت فتحعلی شاه و محمد شاه؛ دوره‌ی دوم به تخت نشستن ناصرالدین شاه (1227 – هـ. ش.– 1848 م) و دوره‌ی سوم باقی مانده‌ی سلطنت ناصری تا به هلاکت رسیدن شاه در 1275 هـ. ش.– 1896 را در بر می گیرد. دوره‌های اول به رغم جنگ‌های ایران و روس، دوره‌ی ثبات و تحکیم است. دوره ی دوم قحطی، رکود بازار ابریشم و امتیاز نافرجام رویتر را در خود دارد که وضع اسفبار اقتصادی را در دوره‌ی سوم به دنبال می آورد (محمد علی کاتوزیان اقتصاد سیاسی ایران، تهران: نشر مرکز، 1377، ص 71 ) شیوع بیماری های واگیر دار و قحطی نیز از دیگر مصیبت‌هایی بود که هر چند سال یک بار ایرانیان را فرا می گرفت و آفات آن هم از شمار سکنه می‌کاست و هم بنیه و روحیه‌ی بازماندگان را تضعیف کرده و در نتیجه به اقتصاد کشور لطمه می زد. (سید تقی نصر، ایران در برخود با استعمارگران، تهران: شرکت مولفان و مترجمان ایران، 1363، ص 390-389)
7. ظهور رضاشاه در صحنه‌ی سیاسی ایران، در واقع نتیجه‌ی قدرت‌یابی بورژوازی وابسته به غرب بود. حاکمیت این قشر بر جامعه‌ی ایرانی، یک سری از اقدامات مورد نظر غرب را به اسم اصلاحات ونوگرایی‌های مناسب با اوضاع را می‌طلبید که رضاشاه به عنوان نماینده‌ی این قشر، این اقدامات را انجام داد. تقویت حکومت مرکزی، سرکوبی هر گونه مخالفت، آوردن صنایع جدید و کارخانه های نوین، رواج بی‌حجابی، تربیت متخصص و تأسیس نظام بانکداری مدرن، تشویق سرمایه گذاری خارجی و ... در چارچوب این هدف بود.
8. شمیم، ص 244.
9. نگاه کنید به اسناد ارائه شده در افراسیابی، ص 341 به بعد.
10. برای اطلاع بیشتر درباره‌ی حمایت انگلستان از بهاییت، نگاه کنید به: افراسیابی ص 405 به بعد.
11. پهلوی، منسوب به پهلو یا پارت، شعبه ای از قوم آریایی بود که در شمال شرق ایران می زیستند و در سال 250 پ. م امپراطوری اشکانی را تاسیس کردند
12. سرگرد صنیعی در آن زمان از بهایی های طراز اول بود. او بعدها سپهبد و مدتی هم وزیر جنگ شد. انتصاب او به سمت آجودان مخصوص ولیعهد، حاکی از احترام و اعتمادرضاخان به بهایی ها و میزان نفوذ آنان در دستگاه دولتی است ( خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست ،موسسه ی مطالعات و پژوهش های سیاسی، 1385، ج 1، ص 57- 59 )
13. زاهدانی، ص 238.
14. یکی از طرفداران سرسخت باب، دختری به نام قرة‌العین بود که از پیشگامان امر بی حجابی در ایران به شمار می‌رود. هم چنین آزادی معاشرت میان زنان و مردان یکی از اعتقادات بهاییان است ( باب 15 از واحد چهارم کتاب بیان )
15. در احکام بهاییان درباره ی تشکیل بیت العدل آمده است: « خداوند بر هر شهری نوشته است که باید در آن شهر بیت العدلی تشکیل دهند و نفوس بر عدد بهاء » در آن اجتماع کنند و اگر تعداد آنها از این اندازه بیشتر باشد، باکی نخواهد بود. آنها باید خود را چنین ببینند که گویا در محضر خدای علی اعلی وارد شده‌اند و کسی را که دیده نمی‌شود، ببینند. برای آنها سزاوار است که امناء ... برای هر کسی که روی زمین است، باشند و چنان چه در امور خودشان مشورت میکنند، در امور بندگان نیز برای خدا مشورت کنند (افراسیابی، ص 471 )
16. در مورد بهایی بودن هویدا، بهترین و گویاترین سند، نامه‌ای است با امضای اسکندر که در مهر ماه 1343 به وسیله‌ی پست برای اکثر مقامات دولتی آن زمان ارسال شد که به افشای سوابق او می‌پردازد (خاطرات فردوست ج 2، ص 277-375 ) دو سند دیگر که بهایی بودن هویدا را تایید می‌کند، نامه‌ی یکی از سران جامعه‌ی بهاییت به نام قاسم اشرافی به هویدا و دیگری گزارش ساواک از جلسه‌ی بهاییان ناحیه ی 2 شیراز به تاریخ 19/5/1350 است. (همان جا، ص 385-384 )
17. عبدالله شهبازی، جستارهایی از تاریخ معاصر ایران، موسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1385، ص455 .
18. خاطرات فردوست، ج 1، ص 375-374.
19. زاهدانی، ص 249.

منبع: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی


دسته بندی: فرهنگ بوشهر , تاریخ بوشهر ,


نمایش نظرات 1 تا 30

» آدرس جدید سایت "مرجع جامع بوشهرشناسی" ( چهارشنبه 17 اسفند 1390 )
» زندگینامه میرزا عباس دیّری ( پنجشنبه 11 اسفند 1390 )
» سنج و دمام ( دوشنبه 7 آذر 1390 )
» یزله ( چهارشنبه 16 شهریور 1390 )
» متن نامه شهید رئیسعلی‌دلواری به مجتهد برازجانی ( سه شنبه 15 شهریور 1390 )
» دُم دُم سحری ( شنبه 22 مرداد 1390 )
» آیین طلب باران ( شنبه 18 تیر 1390 )
» موسیقی بوشهر: نی انبان؛ نی همبونه ( چهارشنبه 1 تیر 1390 )
» شهید دلواری در کلام مقام معظم رهبری ( شنبه 28 خرداد 1390 )
» معرفی کتاب هم صدا با نخل های تشنه ( جمعه 13 خرداد 1390 )
» نو یافته های باستان شناسی در بندر سیراف ( جمعه 5 فروردین 1390 )
» زندگینامه خالوحسین بردخونی دشتی ( شنبه 21 اسفند 1389 )
» منطقه حفاظت شده مند ( دوشنبه 11 بهمن 1389 )
» زندگینامه استاد ایرج صغیری ( جمعه 3 دی 1389 )
» زندگینامه دکتر سید جعفر حمیدی ( پنجشنبه 4 آذر 1389 )
» زندگینامه سید بهمنیار حسینی (مفتون بردخونی) ( یکشنبه 18 مهر 1389 )
» مسقطی ( سه شنبه 26 مرداد 1389 )
» زندگینامه شیخ حسن آل عصفور بوشهری ( شنبه 16 مرداد 1389 )
» بافت‌ قدیم‌ بوشهر ( شنبه 22 خرداد 1389 )
» به مناسبت روز خلیج فارس ( جمعه 10 اردیبهشت 1389 )
» انتشار اولین هفته نامه مصور ایرانی در بوشهر ( جمعه 6 فروردین 1389 )
» سند ساواک در مورد تظاهرات نیروی هوایی بوشهر ( دوشنبه 19 بهمن 1388 )
» این حسین کیست که ... ( دوشنبه 7 دی 1388 )
» دانلود تك نوازی نی انبون ( پنجشنبه 19 آذر 1388 )
» تصویر: خلیج فارس ( سه شنبه 10 آذر 1388 )
» ویژگی های دستوری لهجه بوشهری ( یکشنبه 12 مهر 1388 )
» گمنه یا للك ( جمعه 10 مهر 1388 )
» گره چینی ( سه شنبه 7 مهر 1388 )
» مجموعه تصاویر بوشهر 2 ( پنجشنبه 2 مهر 1388 )
» سفالگری ( چهارشنبه 1 مهر 1388 )
موضوعات وبلاگ

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


این وبلاگ جهت آشنایی عموم مردم با تاریخ و فرهنگ مردم بوشهر می باشد.
از کلیه کسانی که توانایی همکاری را دارند خواهش می شود تا مطالب خود را به ایمیل من بفرستید تا با نام خودتان در این وبلاگ ثبت گردد.
*******************
به جهت تعدد مطالب و محدود بودن پست های صفحه اصلی، شما قادر به مشاهده تمام پست ها نمی باشید. از این رو به شما پیشنهاد می شود از آرشیو موضوعی جهت دستیابی به پست های پیشین استفاده کنید.
ایجاد کننده وبلاگ : وبسایت شخصی محمد جواد منصورزاده

http://www.up.lianportal.com/images/04734904814806328121.gif

از ما حمایت کنید

به بوشهریها امتیاز دهید