تبلیغات
مرجع جامع بوشهرشناسی

مرجع جامع بوشهرشناسی

نویسنده : محمد جواد منصورزاده دوشنبه 5 اسفند 1387, 10:00 ق.ظ

چکیده: امپراطوری آلمان مدتها بعد از امپراطوری‌های بریتانیا و روسیه در صحنه سیاسی و اقتصادی ایران ظاهر شد. در زمان صفویه و در دوران شاه‌ عباس كوششی برای ایجاد روابط با آلمان به عمل آمد ولی به نتیجه نرسید. درنیمه قرن نوزدهم و در زمان سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار روابط سیاسی و اقتصادی ایران و آلمان برقرار شد. ناصرالدین شاه در اولین مسافرت اروپائی خود در 1873 به آلمان هم سفر كرد و طی 9 روز اقامت خود در آن كشور با «ویلهم اول» امپراطور و «بیسمارك» صدر اعظم آلمان دیدار و گفت‌و گو نمود. این مقاله به بررسی تاریخ روابط ایران و آلمان می پردازد.


در دهه‌های پایانی قرن نوزدهم آلمان به تدریج به صورت یك امپراطوری مقتدر در افق سیاسی اروپا ظاهر شد و در صحنه سیاست جهانی نقش عمده‌ای را ایفا كرد. ناصرالدین‌شاه بسیار مایل بود تا با ایجاد روابط سیاسی و اقتصادی با آلمان، از آن كشور به عنوان حائلی بین دو رقیب بزرگ یعنی انگلستان و روسیه در ایران استفاده نماید. دیدار ناصرالدین‌شاه از آلمان سبب انعقاد یك قرارداد بازرگانی و كشتیرانی بین دو كشور شد. این قرارداد كه در ژوئن 1873 منعقد شد اولین پیمان رسمی میان ایران و آلمان محسوب می‌شود و مبنای مناسبات و روابط اقتصادی دو كشور در آینده گردید.
10 سال پس از عقد اولین قرارداد رسمی بین دو كشور یعنی در 1883 ناصرالدین‌شاه برای تشكیل ارتش ایران به سبك اروپا از امپراطور آلمان درخواست كرد تا افسران متخصص آلمانی را به ایران گسیل دارد. ولی دولت آلمان به این درخواست ناصرالدین‌شاه توجهی نكرد زیرا بیسمارك صدراعظم معروف آلمان به جهت حفظ دوستی كشورش با روسیه كه سخت به آن نیاز داشت و به تصور آنكه چنین ارتشی در ایران ممكن است روزی علیه روسیه به كارگرفته شود،‌ با آن مخالفت كرد و تنها به فرستادن دو افسر بازنشسته ارتش آلمان به ایران اكتفا نمود.
در 1885 پیرو مذاكراتی كه صورت گرفت دو كشور توافق كردند نمایندگی‌های سیاسی و اقتصادی خود را در پایتخت‌های یكدیگر دائر كنند. در همین سال آلمان نمایندگی سیاسی خود را در ایران به وجود آورد و «ارنست براون شوایگ» را به عنوان اولین فرستاده رسمی و نماینده سیاسی دولت آلمان به ایران اعزام داشت. 1
كمی بعد «میرزا رضاخان مؤیدالسلطنه گرانمایه» به عنوان اولین وزیرمختار ایران به برلن اعزام شد و «گراف فن برانشوایك» به عنوان وزیر مختار آلمان به تهران آمد. 2
در 1888 ویلهم دوم به جای ویلهلم اول امپراطور آلمان شد. وی دو سال بعد در 1890 بیسمارك را بركنار كرد و سیاست خصمانه‌ای علیه روسیه در پیش گرفت. «نگاه به شرق» سیاستی است كه مورخین از آن به عنوان استراتژی ویلهلم دوم یاد كرده‌اند. نامبرده در سالهای حكومت خود سفرهای متعددی به منطقه بالكان به عمل آورد و در 1898 برای نشان دادن توجه بیشتر كشورش به خاورمیانه و شمال آفریقا وارد مراكش شد. در آن زمان مطبوعات اروپایی از این سفر به عنوان تلاش آلمان برای دستیابی به سرزمین‌های شرقی یاد كردند.
در سال 1902 بانك آلمان امتیاز ساختمان راه‌آهن برلین به بغداد را به دست آورد. تحصیل این امتیاز كه راه نفوذ آلمان به بین‌ النهرین را از طریق سواحل رودخانه‌های دجله و فرات می‌گشود نشانه عزم آلمانی‌ها به گشودن راههای نیل به سرزمین‌های حاشیه خلیج فارس بود. این عزم، تهدید جدیدی را ازناحیه ‌آلمانی‌ها متوجه منافع روسیه و بریتانیا در منطقه ساخت. روابط دوستانه‌ای كه آلمانی‌ها با عثمانی‌ برقرار كرده بودند و تلاشهائی كه برای گسترش بازرگانی دریائی خود در مدیترانه و خلیج فارس انجام می‌دادند، زنگ خطری برای دوام سیاست انگلستان و روسیه در منطقه به شمار می‌رفت. این تحولات سبب شد تا دو كشور درصدد رفع اختلافات موجود میان خود برآمده به فكر اتحاد با یكدیگر بیفتند. پیمان 1907 روسیه و انگلستان حاصل همین تصمیم بود. به دنبال كسب امتیاز راه‌آهن برلین ـ بغداد توسط بانك آلمان، چند شركت صادرات و واردات آلمانی در سواحل خلیج فارس شروع به فعالیت كردند كه بعضی از آنها مانند شركت «ونكهاوس» شعباتی در بوشهر و بندر عباس نیز دائر كردند. در 1907 شركت‌های كشتیرانی آلمان مبادرت به ایجاد خطوط كشتیرانی میان خلیج فارس و بنادر آلمان كردند. با این حال رقابت تنگاتنگ روسیه و انگلستان مانع از گسترش نفوذ آلمان در ایران و منطقه خلیج فارس بودو كوشش آلمان برای كسب نفوذ در این منطقه، با ظاهر شدن اولین كشتی آلمانی در آبهای خلیج فارس در 1907 موجب شد وزیر امور خارجه انگلستان تهدیدی به شرح زیر برای دولت آلمان ارسال كند:
«دولت امپراطوری بریتانیا ایجاد پایگاه‌های دریائی در خلیج فارس را از طرف هر دولت خارجی تهدید بزرگی به منافع بریتانیا تلقی كرده و با تمام قوائی كه در اختیار دارد،‌ در برابر چنین اقداماتی مقاومت و مقابله خواهد كرد.» 3
در حقیقت پیمان 1907 انگلیس و روسیه كه در آن، ایران نیز به مناطق نفوذ دو كشور تقسیم شد، تنها بر سر ایران نبود بلكه یكی از هدفهای مشترك مسكو و لندن مقابله با سیاست «نگاه به شرق» آلمان بود كه آرام آرام شكل عملی به خود می‌گرفت.
آلمانی‌ها در 1908 در موضعی سیاسی و رسمی، و در 1911 طی قراردادی مكتوب در پوتسدام حقوق روسها در پیمان 1907 راجع به ایران را به رسمیت شناختند. 4 ولی هدف آنها صرفاً شناسائی قلمرو نفوذ روسیه در ایران نبود. بلكه آنان با این شناسائی، تأیید روسها را برای انجام فعالیتهای بازرگانی در ایران به دست آوردند. به عبارت دیگر قرارداد پوتسدام، ایران را به صحنه رقابت اقتصادی و سیاسی سه كشور انگلیس،‌ آلمان و روسیه تبدیل كرد.
وقتی جنگ جهانی اول در 1914 آغاز شد با آنكه دولت ایران رسماً بیطرفی خود را در جنگ اعلام كرده بود، نظامیان روسی از شمال، نظامیان انگلیسی از جنوب و نظامیان عثمانی به بهانه مقابله با روسها از غرب كشور وارد خاك ایران شدند. در آن زمان آلمانی‌ها به دلیل اتحاد با عثمانی، فرماندهی نظامیان عثمانی را بر عهده داشتند. دولت و مجلس ایران نیز با وجود آنكه اعضای حزب دمكرات هواخواه آلمان در آنها اكثریت را داشتند تعرض هر سه كشور به خاك ایران را مورد انتقاد شدید قرار دادند. در آن زمان آلمان و عثمانی اصرار داشتند ایران را به صحنه جنگ بكشانند. زیرا با این روش، آنان می‌توانستند توازن قوا در ایران را به زیان متفقین به هم بزنند. علاوه بر این،‌ایران در مسیر نقشه‌های آلمان و عثمانی به طرف شبه‌قاره هند قرار داشت. 5 محافل انگلیسی و روسی چنین شایع كردند كه طرح ورود نظامیان عثمانی،‌ برنامه‌‌ریزی آلمان بوده و دولت آلمان سرگرم طراحی یك كودتا به وسیله سیاستمداران طرفدار خود در تهران است. این شایعات بویژه با توجه به ارتباطهائی كه میان فرماندهان سوئدی ژاندارمری ایران با سفارت آلمان در تهران برقرار بود، سبب شد نظامیان روسیه در پائیز 1915 از طریق بندر انزلی وارد ایران شوند و بخشی از آنها تهران را نیز به تصرف خود درآورند. با این پیشامد دولت مستوفی‌الممالك كه متهم به دوستی با آلمانی‌ها بود استعفا كرد و فرمانفرما كه به هواداری از انگلیسی‌ها مشهور بود، مأمور تشكیل كابینه جدید شد و به این ترتیب خطر تسلط آلمان بر كشور، برای لندن و مسكو موقتاً از بین رفت. با این همه فعالیتهای پنهان آلمانی‌ها در ایران با برخورداری از حمایت بعضی محافل سیاسی كشور ادامه یافت. كنسولگریهای آلمان در شهرهای مختلف ایران در خدمت طرحهای عملیاتی سفارت ‌آلمان بودند. معروفترین عامل آلمان «واسموس» كنسول آن كشور در بوشهر بود كه به علت روابط صمیمی با سران عشایر جنوب، عملیاتی را در استان فارس علیه انگلیسی‌ها سازمان داد گروه وی به وسیله سازمان جاسوسی نظامی انگلیسی كشف و سركوب شد ولی واسموس از مهلكه گریخت و به كازرون رفت و در آنجا تلاش كرد تا قشقائی‌ها را با رزمندگان تنگستانی كه علیه انگلیسی‌ها سرگرم نبرد بودند، متحد سازد. اكثر مورخان انگلیسی در آثار خود به تلفات و خساراتی كه از ناحیه این تلاشها متوجه نیروهای انگلستان در جنوب ایران شده، اقرار كرده‌اند. این اقدامات سبب افزایش محبوبیت و نفوذ آلمان در ایران گردید و این محبوبیت در 1917 با تسلیم شدن روسیه بلشویكی در برابر آلمان بیشتر شد و عهدنامه «بریست لیتوفسك» منعقده میان آلمان و روسیه و تلاشی كه طرف آلمانی برای گنجاندن تعهد كتبی روسها به خروج فوری از ایران در متن قرارداد، از خود نشان داد، بیش از گذشته به منزلت آلمانی‌ها در افكار عمومی مردم ایران افزود.
وقوع انقلاب كمونیستی در روسیه و كناره‌گیری موقت روسها از تحولات جهان سبب كاهش شدید نفوذ آنان در ایران شد. از سوی دیگر پیمان 1919 انگلیسی‌‌ها با دولت وثوق‌الدوله به دلیل مخالفت جدی رجال دلسوز و متعهدی چون مرحوم مدرس، عملاً بی‌اثر ماند و اعتبار انگلستان را نیز تا سر حد امكان در داخل كشور كاهش داد.
با روی كار آمدن رضاشاه در ایران و تبعیت وی از «گرایش به قدرت سوم» موضوع رابطه با آلمان بار دیگر در محافل سیاسی كشور، مطرح و مورد توجه قرار گرفت.
برای بسیاری از مردم ایران انقراض سلسله قاجار به منزله پایان سلطه دودمانی بود كه در سالهای طولانی حاكمیت خود،‌ ایران را در برابر دو قدرت توسعه طلب روس و انگلیس تا سر حد یك مستعمره تحقیر كرده بودند.۶ تاریخ روابط روسیه و بریتانیا با ایران درعصر قاجار پرونده‌ای مملو از امتیازخواهی‌های انحصاری، تعرض، تجزیه كشور، كاپیتولاسیون و تحمیل تحت‌الحمایگی و انواع خسارات جانی و مالی و حیثیتی بر مردم ایران بود. روسیه و انگلیس در طی قریب به یك قرن بسیاری از دولتمردان و زمامداران ایران را فریفتند یا خریدند و به هر نحو با خود همراه كردند و هر بار كه دولت ایران از توان می‌افتاد و به افلاس و ورشكستگی نزدیك می‌شد، ‌در راستای منافع خویش آن را میان خود تقسیم می‌كردند. ایران در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز به همین گونه آسیب دیده بود. پیدایش «خط گرایش به قدرت سوم» و یا تمایل به آلمان، واكنش طبیعی جامعه ایران به خساراتی بود كه روس و انگلیس طی سالهای طولانی بر هستی مردم تحمیل كرده بودند. تصور مردم ایران، ‌آن بود كه آلمان، از یكسو صاحب اقتدار سیاسی و نظامی و اقتصادی بود و از جانب دیگر تا آن زمان هنوز به ایران آسیبی نرسانده و یا چشمداشتی نسبت به آن نداشت. به همین دلیل اگر چه از سرسپردگی عمیق رضاخان و همراهانش به سیاست‌های انگلیس و از نقش انگلیسی‌ها در به قدرت رساندن وی اطمینان داشتند ولی انقراض دودمان قاجار و اظهار تمایل گاه و بیگاه رضاخان به آلمان را به عنوان تحول مثبت می‌نگریستند.
با این همه، اگر روسیه و انگلیس به دولت مركزی ایران و به سیاستمدارانش به عنوان «ابزار سلطه» تكیه می‌كردند، آلمانی‌ها می‌كوشیدند تا بر بدنه جامعه ایران و اقشار و گروههای فعال و صاحب نفوذ آن تكیه كنند و در عین حال از هیچ تلاشی برای رخنه در هیأت حاكمه دریغ نورزند. این تلاش‌ها در سطحی گسترده ادامه داشت .این رویه‌ای بود كه آلمانی‌ها در سالهای پایانی حكومت قاجار به طور پنهان و در سالهای حكومت رضاخان با توجه به گرایشهای سیاسی وی، به صورت آشكارتر در پیش گرفتند.
وقتی رضاخان در ایران كودتا كرد، در آلمان «جمهوری وایمار» حاكم بود؛ حكومتی كه پس از پایان جنگ اول جهانی تا ظهور هیتلر در اروپا در یك مقطع 14 ساله زمام امور آلمان را بر عهده داشت. 7 رضاخان با این حكومت باب روابط دوستانه گشود و به آن چشم یاری دوخت. در این دوره آلمانی‌ها بخش مهمی از فعالیتهای اقتصادی و صنعتی در ایران را به خود اختصاص دادند.
ایران و آلمان در زمینه بازرگانی مكمل یكدیگر بودند. ایران مواد خام و محصولات كشاورزی و دامی مانند پنبه، غله، حبوبات،‌برنج،‌ تریاك،پشم، پوست، دانه‌های روغنی و قالی در اختیار آلمان قرار می‌داد و آلمان نیز تولیدات صنعتی، ماشین‌آلات، لوازم فنی، وسائط نقلیه، قند و شكر، دارو و مواد شیمیائی و كارخانجات مورد نیاز را به ایران صادر می كرد و از این لحاظ آلمان توانست تدریجاً موقعیت تجاری ممتازی در ایران به دست آورد.
در زمینه تجارت خارجی به علت محدودیت‌هائی كه دولت ایران از لحاظ اعتبار و پول بوجود آورده بود انگلیسی‌ها نتوانستند فعالیت‌های چشمگیر اقتصادی در ایران داشته باشند و در مقابل آلمان به بهره‌برداری از وضع پیش‌آمده پرداخت و با تأسیس كارخانه‌های متعدد در ایران و تحصیل امتیازات بازرگانی موقعیت خود را تحكیم كرد. آلمان در همه زمینه های صنعتی مانند نساجی،‌كاغذسازی،‌چای خشك‌كنی، سیمان، شیشه‌سازی، برق، اسلحه‌سازی، هواپیماسازی و غیره در ایران فعالیت داشت. برای راه‌اندازی این كارخانجات و تعلیم و تربیت كادر لازم برای آنها تعداد زیادی از آلمانی‌ها به ایران اعزام شدند. علاوه بر كارخانجات، آلمانی‌ها سالها اداره معادن كشور را نیز بعهده داشتند. آلمانی‌ها برای تأمین كادرهای لازم مبادرت به تأسیس هنرستان صنعتی در ایران نمودند كه به وسیله استادان آلمانی اداره می‌شد. در سال 1306 هنرستان صنعتی ایران و آلمان در تهران تأسیس شد. و در سال‌های بعد هنرستان صنعتی دیگری در شهرهای تبریز، اصفهان، مشهد و شیراز دائر گردید. سپس امتیاز حمل پست هوائی در سراسر ایران به شركت هواپیمایی «یونكرس» ـ 1306‌ـ مسئولیت ساختمان راه‌آهن به مقاطعه‌كاران آلمانی ـ 1307ـ و اداره امور بانك ملی به كارشناسان مالی آلمان واگذار شد ـ 1309ـ در سالهای بعد كارخانه هواپیماسازی یونكرس با تحصیل امتیازی از دولت ایران تمام خطوط هوائی داخلی و خارجی ایران را در اختیار خود گرفت. این كمپانی به ایجاد خطوط هوائی بین تهران و اصفهان و شیراز در داخل كشور و خطوط مشهد به كراچی و بمبئی و مشهد به هرات و كابل و رشت به باكو اقدام كرد.
همین كه آدولف هیتلر به پیشوایی آلمان رسید، روابط دو كشور وارد مرحلة جدیدی گردید. آلمانی‌ها تبلیغات وسیعی در مورد مشترك بودن نژاد آریائی دو ملت و یكسان بودن هدفهای ملی دو كشور در مبارزه با كمونیسم و امپریالیسم آغاز كردند. آنان در سال 1315 رضاشاه را تشویق كردند كه دستور دهد نام كشورش را در مكاتبات خارجی به جای پرس و پرشیا، ایران ـ موطن آریاییها ـ بنامند8. و با این گونه كارها محبوبیت بسیاری در میان ایرانیان بدست آوردند. در آبان 1314 دكتر یالمار شاخت وزیر اقتصاد هیتلر وارد تهران شد و در خلال مذاكرات او با مقامات ایرانی یك معاهده تجارتی پایاپای مهم در آذر 1314 بین دو كشور منعقد شد. دولت آلمان در قبال كالاهای صادراتی ایران ـ از قبیل پنبه، چوب، جو، برنج، چرم، قالی، خشكبار، خاویار، طلا و نقره ـ تجهیزات صنعتی و ماشین‌آلات مختلف وسایل نقلیة موتوری به ایران صادر می‌كرد، صدها تكنیسین، مشاور، معلم و تاجر آلمانی راهی ایران شدند و بسیاری از مناصب مهم و اساسی وزارتخانه‌‌ها و صنایع دولتی را در زمینه‌های مالیه و معادن و فلاحت و دارویی و ارتباطات احراز كردند. صنایع ساخت آلمان محتاج سرپرستی تكنیسینهای آلمانی بود، از جمله رادیوی دولتی تهران كه از سوی شركت تلفونكن احداث شده بود. بنادر، مراكز تلفن، ایستگاههای تلگراف، سدها و ایستگاههای راه‌آهن تحت مدیریت آلمانی‌ها قرار گرفت و اساتید آلمانی در دانشگاه تهران تدریس كرده و ریاست دانشكده‌های كشاورزی و دامپزشكی را بر عهده گرفتند. احداث خط آهن سراسری ایران كه بندر شاهپور را در خلیج فارس به بندر شاه در حوالی مرز ایران و شوروی متصل می‌ساخت تحت نظارت مهندسین آلمانی قرار گرفت. كتابهای اهدایی نازی‌‌ها كتابخانه‌‌های تهران را پر كرد.
طی پنج سال یعنی تا 1319 مبادلات بازرگانی ایران و آلمان با چنان سرعتی افزایش یافت كه صادرات آلمان به ایران پنج برابر شد و آلمان نیز بزرگترین خریدار مواد خام صادراتی ایران گردید. در سال 1317 خط كشتیرانی مستقیم بین هامبورگ و خرمشهر دایر شد و شركت هواپیمایی لوفت‌هانزا نیز خط هوایی تهران ـ برلین را تأسیس كرد. سپس یك خط كشتیرانی بین بندر هامبورگ در آلمان و بنادر خلیج فارس، توسط آلمانی‌ها برقرار شد و شركت آلمانی هانزا در شهرهای جنوبی ایران مانند اهواز،‌ بندر شاهپور و بوشهر شعباتی دایر كرد.
متخصصین، كارشناسان، تكنسین‌ها، مدیران و كارمندان متعدد آلمانی در تمام شئون اقتصادی، صنعتی، بازرگانی، كشاورزی، فرهنگی و حتی داوایر و سازمانهای دولتی و ملی ایران مشغول كار و فعالیت بودند و تلاش فوق‌العاده‌ای از سوی هر دو كشور ایران و آلمان به عمل می‌آمد تا حجم مبادلات بازرگانی هر چه بیشتر افزایش یابد و روابط فرهنگی و سیاسی ایران و آلمان نیز توسعه بیشتری پیدا كند.
در پایان سال سوم زمامداری هیتلر ـ 1936ـ حجم تجارت خارجی ایران و آلمان به 21 درصد و در 1937 به 42 درصد رسید. 9 در 1938 آلمان مقام اول را در تجارت خارجی ایران كسب كرد و در 1941 حدود 50 درصد تجارت خارجی ایران منحصر به روابط با آلمان بود.10
دولت ایتالیا نیز كه متحد آلمان به شمار می‌رفت كمك‌های گرانبهایی در به وجود آوردن نیروی دریایی ایران نمود. ساختمان وتحویل فوری كشتی‌هایی كه دولت ایران سفارش داده بود، آموختن فنون دریانوردی به افسران جوان ایرانی كه به ایتالیا فرستاده شده بودند و اعزام مربیان و مستشاران ایتالیایی نیروی دریایی، باعث شد كه دولت ایران بتواند در مدت كوتاهی دارای نیروی دریایی كوچكی شده و پس از قرنها رأساً دفاع از آبهای ساحلی خود در بحر خزر و خلیج فارس را به عهده بگیرد. 11 بدیهی است كه این روابط نزدیك ایران با دولتهایی كه محور برلن ـ رم را بوجود آورده بودند با نظر خوشی از طرف شوروی و انگلستان تلقی نمی‌شد.
حسین فردوست می‌نویسد:
گرایش رضاخان به آلمان نازی كاملاً واقعیت داشت. از مدتها قبل نزدیكی‌های سیاسی بین آنها ایجاد شده بود و رضاخان با هیتلر و بلندپروازیهای او همدلی داشت. اودر اتاقش نقشه‌ای نصب كرده بود ودر آن شهرهائی كه توسط آلمان‌ها اشغال می‌شد، را علامت‌گذاری می‌كرد. او به من (فردوست) دستور داد كه از طریق رادیو به وسیله سنجاق پیشرفت لحظه به لحظه جنگ را در نقشه منعكس كنم. در زمان اوج قدرت نازی‌ها در آلمان به دستور رضاخان یك كابینه جوان به نخست‌وزیری دكتر متین دفتری (43 ساله) روی كار آمد ـ آبان 1318ـ وظیفه این كابینه، نزدیك شدن به آلمان بود. عملاً نیز روابط تجاری و صنعتی بین ایران و آلمان توسعه یافت و تعداد مهندسین و متخصصین آلمانی در طول جنگ جهانی دوم در ایران زیاد شد و به رده دوم بعد از انگلیسی‌ها رسید. 12
رضاخان و حكومت آلمانوفیل او نیز از یكسو از توسعه روابط همه جانبه با آلمان خشنود بودند و از سوی دیگر پیشروی‌های نظامی و فتوحات هیتلر را با دقت و رضایت خاطر دنبال می‌كردند. فردوست می‌نویسد:
با پیشرفت آلمانی‌ها در جنگ و نزدیك شدن آنها به كوههای قفقاز سمپاتی ولیعهد (محمد‌رضا) هم به آلمان زیاد شد و رضاخان گهگاه به انگلیسی‌ها ناسزا می‌گفت ولی در دربار رضاخان كه همه عمال انگلیسی بودند، این تحولات از دید لندن پنهان نبود. با شروع شكست آلمان در جبهه‌ها رضاخان دستپاچه شد و منصورالملك را (پدر حسنعلی منصور) كه از مهره‌های انگلیسی به شمار می‌رفت، نخست‌وزیر كرد. او به رضاخان گفت انگلیسی‌ها از وجود مهندسین و متخصصین آلمانی در ایران ناراضی‌‌اند و رضاخان بلافاصله بیش از 600 كارشناس آلمانی را ظرف 24 ساعت با كامیون به تركیه تحویل داد. او تصور می‌كرد كه با این عمل مسئله حل شده و انگلیسی‌ها با بقای او موافقت می‌كنند ولی اشتباه می‌كرد. 13

پی‌نویس‌ها:
1. ایران و قدرتهای بزرگ در جنگ جهانی دوم، دكتر ایرج ذوقی، انتشارات پاژنگ، سال 1367، ص 11.
2. تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ دوم جهانی، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، انتشارات امیركبیر، ص 301 و 302.
3. ایران و قدرتهای بزرگ، همان، ص 13.
4. این پیمان در 28 مرداد 1290 در دوران صدارت صمصام‌السلطنه بختیاری ـ از كابینه‌های عصر محمد‌علی شاه قاجار ـ به امضا رسید.
5. فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، سال اول، ‌شماره سوم، پائیز 1376، ص 26.
6. این در حالی بود که رضاخان نیز خود با اراده انگلیسیهابه قدرت رسید و با اراده انگلیسیهابرکنار شد . از این رو سلطه انگلیس بر کشور در سالهای حاکمیت رضاخان نیز ادامه داشت .
7. جمهوری وایمار از ششم فوریه 1919 تا 30 ژانویه 1933 كه هیتلر به صدراعظمی رسید، زمام امور آلمان را بر عهده داشت.
8. سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، نشر البرز، ص 49.
9. ایران و قدرتهای بزرگ، همان، ص 19.
10. گذشته چراغ راه آینده است، ن جام، انتشارات ققنوس، ص 68.
11. سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، همان، ص 51.
12. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج 1، صص 86 و 87.
13. ظهور و سقوط، همان، ص 86.


منبع: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی


دسته بندی: تاریخ بوشهر ,



» آدرس جدید سایت "مرجع جامع بوشهرشناسی" ( چهارشنبه 17 اسفند 1390 )
» زندگینامه میرزا عباس دیّری ( پنجشنبه 11 اسفند 1390 )
» سنج و دمام ( دوشنبه 7 آذر 1390 )
» یزله ( چهارشنبه 16 شهریور 1390 )
» متن نامه شهید رئیسعلی‌دلواری به مجتهد برازجانی ( سه شنبه 15 شهریور 1390 )
» دُم دُم سحری ( شنبه 22 مرداد 1390 )
» آیین طلب باران ( شنبه 18 تیر 1390 )
» موسیقی بوشهر: نی انبان؛ نی همبونه ( چهارشنبه 1 تیر 1390 )
» شهید دلواری در کلام مقام معظم رهبری ( شنبه 28 خرداد 1390 )
» معرفی کتاب هم صدا با نخل های تشنه ( جمعه 13 خرداد 1390 )
» نو یافته های باستان شناسی در بندر سیراف ( جمعه 5 فروردین 1390 )
» زندگینامه خالوحسین بردخونی دشتی ( شنبه 21 اسفند 1389 )
» منطقه حفاظت شده مند ( دوشنبه 11 بهمن 1389 )
» زندگینامه استاد ایرج صغیری ( جمعه 3 دی 1389 )
» زندگینامه دکتر سید جعفر حمیدی ( پنجشنبه 4 آذر 1389 )
» زندگینامه سید بهمنیار حسینی (مفتون بردخونی) ( یکشنبه 18 مهر 1389 )
» مسقطی ( سه شنبه 26 مرداد 1389 )
» زندگینامه شیخ حسن آل عصفور بوشهری ( شنبه 16 مرداد 1389 )
» بافت‌ قدیم‌ بوشهر ( شنبه 22 خرداد 1389 )
» به مناسبت روز خلیج فارس ( جمعه 10 اردیبهشت 1389 )
» انتشار اولین هفته نامه مصور ایرانی در بوشهر ( جمعه 6 فروردین 1389 )
» سند ساواک در مورد تظاهرات نیروی هوایی بوشهر ( دوشنبه 19 بهمن 1388 )
» این حسین کیست که ... ( دوشنبه 7 دی 1388 )
» دانلود تك نوازی نی انبون ( پنجشنبه 19 آذر 1388 )
» تصویر: خلیج فارس ( سه شنبه 10 آذر 1388 )
» ویژگی های دستوری لهجه بوشهری ( یکشنبه 12 مهر 1388 )
» گمنه یا للك ( جمعه 10 مهر 1388 )
» گره چینی ( سه شنبه 7 مهر 1388 )
» مجموعه تصاویر بوشهر 2 ( پنجشنبه 2 مهر 1388 )
» سفالگری ( چهارشنبه 1 مهر 1388 )
موضوعات وبلاگ

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


این وبلاگ جهت آشنایی عموم مردم با تاریخ و فرهنگ مردم بوشهر می باشد.
از کلیه کسانی که توانایی همکاری را دارند خواهش می شود تا مطالب خود را به ایمیل من بفرستید تا با نام خودتان در این وبلاگ ثبت گردد.
*******************
به جهت تعدد مطالب و محدود بودن پست های صفحه اصلی، شما قادر به مشاهده تمام پست ها نمی باشید. از این رو به شما پیشنهاد می شود از آرشیو موضوعی جهت دستیابی به پست های پیشین استفاده کنید.
ایجاد کننده وبلاگ : وبسایت شخصی محمد جواد منصورزاده

http://www.up.lianportal.com/images/04734904814806328121.gif

از ما حمایت کنید

به بوشهریها امتیاز دهید